• حتما برای شما هم پیش آمده که با موبایل شخصی خود از حرم مطهر عکس گرفته باشید؛ یا درخلوت خود دلنوشته ای برای امام رئوف نوشته باشید؛ یا خاطراتی به یادماندنی از زیارت و حال و هوای معنوی آن داشته باشید . تارنمای یادگاریها محل مناسبی برای گردآوری تجربه های شما از زیارت است. فرقی نمی کند این تجربه در قالب عکس باشد یا دلنوشته یا داستانک وشعر و..
    همچنین ما در این تارنما سعی داریم تمامی آثار ارزشمند هنری با موضوع فرهنگ و سیره رضوی را گرد آوری کنیم. این آثار شامل اشعاررضوی ، پوسترهای طراحان برجسته کشوری ، داستان های کوتاه و بلند و گزارش های میدانی و مستند از حال و هوای زائران بارگاه قدس رضوی است.
    اینجا مشهد، حرم مطهر امام رضا؛ سایت یادگاریها

    نکته: در منوی "شعرها" سعی شده است اشعاری که با موضوعات مرتبط با حضرت امام رضا علیه آلاف و التحیه و الثناء می باشد اعم از حس و حال زیارت، سیره امام، مدح و مراثی با حضور سه نفر شاعر برجسته کشوری، کارشناسی شده و آثار بعد از بررسی فرمی و محتوایی با ذکر نام شاعر در این تارنما بارگزاری شوند.

    در صورتی که شما شاعر اثری هستید، و اثر شما، دچار تغییرات و تصحیحاتی شده است، خواهشمند است آخرین نظر خود ، یا چنانچه رضایتی از بارگزاری اشعارتان ندارید، مراتب را به آدرس رایانامه : yadegari@aqr.ir یا با شماره تماس و نمابر 00985112214421 دفتر سایت یادگاری ها(پورتال معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی) تماس حاصل نموده یا نمابر خود را ارسال فرمایید.
     
    ×
  • شما می توانید با پر کردن فرم زیر، ما را از نظرات خود در مسیر بهبود کیفیت این وب سایت مطلع سازید:

    فرم ارتباط با ما
    * نام و نام خانوادگي
    * پست الكترونيك
    * نظر
     
    امتیاز دهی
     
     

    ×

درگاه خدمات فرهنگی تبلیغی حرم مطهر امام رضا علیه السلام | یادگاری ها

اوقات شرعی

پرونده ها

حکایت ها- داستان کوتاه
ضامن آهوی من

ضامن آهوی من

1392/11/23 چهارشنبه
روز بعد از پیروزی

روز بعد از پیروزی

می‌لرزید و در حالی که از پشت سر کلاشینکف را روی سر سعید فشار می‌داد اشک هایش را پاک کرد و فریاد می‌زد :
1392/11/15 سه‌شنبه
روز هشتم

روز هشتم

تمام راهی که سمانه تا رسیدن به خانه‌‍‌ی گل‌نساء و انجام خواست او باید طی می‌کرد، دوازده ساعت بود؛ خط آهن یکسر از دل بیابانهای سرد می‌گذشت.
1392/11/15 سه‌شنبه
زیارت من

زیارت من

آفتاب به صورتش می‌تابید. مثل آینه نور را منعکس می‌کرد. چشمهایم را تنگ کردم تا بتوانم او را ببینم.
1392/11/11 جمعه
یک ‌بار مصرف

یک ‌بار مصرف

از محمودآباد تا مشهد تا حرم 60 کیلومتر بیشتر راه نبود.
1392/11/2 چهارشنبه
همسفر زیارت

همسفر زیارت

چراغ قرمز شد، ماشین با تکان آرامی ایستاد. دخترک همراه مردی، از پیاده رو به میان ماشین‌ها دوید.
1392/9/16 شنبه
آدرس

آدرس

به خودم فحش و لعنت می‌فرستادم. می‌دانستم که تا بیست‌ونهم بیشتر وقت ندارم. اما باز هم پشت‌گوش انداخته بودم.
1392/9/3 يكشنبه
یخ

یخ

هندل زد، یکی، دوتا، سه تا. با خودش فکر کرد
1392/7/23 سه‌شنبه
زیارت

زیارت

تا قبل از رسیدن به مدرسه بیشتر از پنج بار، نوشته هایش را مرور کرده بود تا جایی را اشتباه نکرده باشد.
1392/7/14 يكشنبه

مطالب برگزیده